استراتژی دقیقا به چه معنا است؟


بخش دوم مقاله ایچیموکو که اختصاص داره به استراتژی معاملاتی در ایچیموکو پیشرفته رو می‌خوام با یک مثال از طبیعت شروع کنم. طبیعت و مخلوقات خدا همواره می‌تونن الهام‌بخش ما باشن.

استراتژی‌ معاملاتی ایچیموکو پیشرفته

استراتژی‌ معاملاتی در ایچیموکو پیشرفته

بخش دوم مقاله ایچیموکو که اختصاص داره به استراتژی معاملاتی در ایچیموکو پیشرفته رو می‌خوام با یک مثال از طبیعت شروع کنم. طبیعت و مخلوقات خدا همواره می‌تونن الهام‌بخش ما باشن.

تا حالا به زندگی یوزپلنگ دقت کردید؟! زمانی که یوزپلنگ قصد شکار داره، از یک استراتژی پیروی می‌کنه. اگر یوزپلنگ گله آهویی رو پیدا کنه، مدت‌ها صبر می‌کنه تا بتونه ضعیف‌ترین آهو رو پیدا کنه. دلیل این موضوع اینه که یوزپلنگ فقط میتونه فاصله کمی رو با سرعت بالا بدوه و اگر این فرصت از دست بره، برای شکار بعدی نیروی کمتری خواهد داشت.

معامله‌گری (متفاوت با مفهوم سرمایه‌گذاری) هم دقیقا به همین شکل هست! شما باید قبل از این که وارد یک معامله بشید، با صبر و حوصله به دنبال سهام مناسب بگردید. یعنی ابتدا باید یک تحلیلگر خوب باشید و بعد معامله کنید. اگر اول معامله کنید و تازه بعدش به فکر تحلیل کردن بیفتید، مثل این میمونه که با پولتون قمار کنید! زمانی که چند بار پشت هم در معاملاتتون شکست بخورید و ضرر کنید، اعتماد به نفستون کمتر میشه و ممکنه کلا بیخیال معامله‌گری بشید، در صورتی که اشکال کار جای دیگه بوده!

اگر با ایچیموکو راحت نیستی، بیخیالش شو!

نکته دیگه‌ای که دوست دارم در مقاله ایچیموکو پیشرفته در موردش حرف بزنم این هست که شما باید با ابزاری که در تحلیل تکنیکال ازش استفاده می‌کنید راحت باشید. حالا هر ابزاری که میخواد باشه! استفاده کردن از ابزارهای مختلف تحلیل تکنیکال نباید شما رو گیج کنه و براتون نامفهوم باشه! هر جا احساس کردید در کار کردن با یک ابزار مشکل دارید و هر چقدر زمان میذارید اون رو خوب متوجه نمیشید، بیخیالش بشید. حتی اگر ایچیموکو اونم ایچیموکو پیشرفته باشه!

توجه کنید که برای موفقیت در معاملات، شما ابتدا باید یک سیستم و برنامه معاملاتی از پیش تعیین شده داشته باشید. این برنامه باعث میشه که شما هیچ گونه تصمیمی رو در لحظه و از روی احساسات اتخاذ نکنید. فقط و فقط تحت هر شرایطی به اون برنامه عمل کنید و طبق اون خرید و فروش‌هاتون رو انجام بدید. بسیاری از افرادی که با رویای پولدار شدن وارد بازارهای مالی میشن، هیچ برنامه معاملاتی از پیش تعیین شده‌ای ندارن و فقط کورکورانه رفتار می‌کنن. اگر میخوای موفق بشی، تو نباید جزء اون‌ها باشی!

در مقاله ایچیموکو پیشرفته قرار هست که یک برنامه و استراتژی معاملاتی حول اندیکاتور ایچیموکو ایجاد کنیم …

البته پیش از شروع بحث در مورد استراتژی معاملاتی ایچیموکو ذکر چند نکته در مورد اجزای اندیکاتور ایچیموکو ضروری هست. پس توجه شما رو به این نکات مهم جلب می‌کنم:

نحوه قرار گرفتن اجزای ایچیموکو و کندل‌های قیمتی نسبت به هم چه معنایی دارند؟!

وضعیت قرار گرفتن قیمت و هر یک از اجزای اندیکاتور ایچیموکو معنا و مفهوم خاصی برای ما دارند. توجه کنید که تنکانسن شبیه به میانگین متحرک ۹ روزه، کیجون‌سن شبیه به میانگین متحرک ۲۶ روزه، سنکو A به عنوان میانگینی از تنکان‌سن و کیجون‌سن و سنکو B هم شبیه به میانگین متحرک بلند مدت ۵۲ روزه برای ما عمل می‌کنند.

در مقاله ایچیموکو پیشرفته به ساخت یک استراتژی معاملاتی حول اندیکاتور ایچیموکو خواهیم پرداخت.

وضعیت قیمت و هر یک از اجزای ایچیموکو را به این صورت می‌توان طبقه‌بندی کرد :

وضعیت قیمت و تنکان‌سن

  • اگر قیمت بالای تنکانس‌سن باشد، تنکان‌سن نقش حمایت کوتاه مدت را دارد و روند در کوتاه مدت صعودی است.
  • اگر قیمت پایین تنکانس‌سن باشد، تنکان‌سن نقش مقاومت کوتاه مدت را دارد و روند در کوتاه مدت نزولی است.

وضعیت قیمت و کیجون‌سن

  • اگر قیمت بالای کیجون‌سن باشد، کیجون‌سن نقش حمایت بلند مدت را دارد و روند در بلند مدت صعودی است.
  • اگر قیمت پایین کیجون‌سن باشد، کیجون‌سن نقش مقاومت بلند مدت را دارد و روند در بلند مدت نزولی است.

وضعیت قیمت و ابر کومو

  • اگر قیمت بالای ابر کومو باشد، ابر کومو نقش حمایت را دارد و روند صعودی است.
  • اگر قیمت پایین ابر کومو باشد، ابر کومو نقش مقاومت را دارد و روند نزولی است.
  • ضعیف یا قوی بودن حمایت یا مقاومت ابر کومو بستگی به ضخامت ابر کومو دارد.
  • اگر قیمت در درون ابر کومو باشد روند خاصی وجود ندارد و توصیه این است که داخل ابر کومو معامله نکنیم.
  • اگر خودِ ابر کومو سبز رنگ (صعودی) باشد، روند صعودی است و اگر خودِ ابر کومو قرمز رنگ (نزولی) باشد روند نزولی است.

وضعیت قیمت و چیکو اسپن

  • اگر چیکو اسپن بالای قیمت باشد، روند صعودی است.
  • اگر چیکو اسپن پایین قیمت باشد، روند نزولی است.
  • اگر قیمت و چیکو اسپن نزدیک به هم باشند، نمی‌توان نظری داد. معیار نزدیک بودن هم حداکثر اختلاف ۵% با قیمت است.
  • توجه کنید که چیکو اسپن برعکس سایر اجزای ایچیموکو عمل می‌کند.

چطور از ایچیموکو پیشرفته استفاده کنیم؟!

به مثال زیر توجه کنید :

ایچیموکو پیشرفته - نحوه قرار گرفتن اجزای ایچموکو و قیمت نسبت به هم چه معنایی دارند؟!
  1. آخرین کندل (شمع) در پایین تنکان‌سن شکل گرفته پس روند کوتاه مدت نزولی بوده و تنکان‌سن نقش مقاومت کوتاه مدت را دارد.
  2. آخرین کندل (شمع) در پایین کیجون‌سن شکل گرفته پس روند بلند مدت نزولی بوده و کیجون‌سن نقش مقاومت بلند مدت را دارد.
  3. قیمت در بالای ابر کومو قرار گرفته است. پس از دیدگاه ابر کومو روند بلندمدت صعودی است و ابر کومو نقش حمایت را دارد.
  4. در محل نزدیک شدن قیمت به ابر کومو، ضخامت ابر کومو خیلی زیاد نیست، پس حمایت شکل گرفته در این منطقه خیلی قوی نیست. (در مقاله ایچیموکو مقدماتی گفتیم که هر چقدر ضخامت ابر کومو بیشتر باشد، سطح حمایت یا مقاومتی قوی‌تر خواهد بود.)
  5. ابر کومو سبز رنگ و صعودی است. پس روند بلند مدت نیز صعودی است.
  6. قیمت و چیکو اسپن به هم نزدیک هستند، لذا نمی‌توان نظر خاصی در این مورد داد.
  • اگر در روند صعودی قیمت نسبت به کیجون‌سن یا تنکان‌سن فاصله زیادی داشته باشد، نشان‌دهنده رفتار هیجانی خریداران بوده و بهتر است وارد معامله خرید نشویم.
  • اگر در روند نزولی قیمت نسبت به کیجون‌سن یا تنکان‌سن فاصله زیادی داشته باشد، نشان‌دهنده رفتار هیجانی فروشندگان بوده و بهتر است وارد معامله فروش نشویم.
  • معیار فاصله زیاد برای کیجون‌سن ۳۰% و برای تنکان‌سن ۲۰% است.

سیگنال خرید معتبر در استراتژی ایچیموکو پیشرفته

  1. قیمت باید بالای ابر کومو باشد.
  2. تنکانسن باید بالای کیجون‌سن باشد.
  3. هیج مانعی (اعم از ابر کومو و کندل‌های قیمتی) بر سر راه چیکواسپن نبوده و فضای مقابل آن کاملا باز باشد.
  4. کومو در حالت صعودی (سبز رنگ) قرار بگیرد.
  5. فاصله با مقاومت معتبر بعدی کم نباشد!
  6. قیمت فاصله زیادی با کیجون‌سن (حداکثر ۱۰% اختلاف) و تنکان‌سن (حداکثر ۵% اختلاف) نداشته باشد (پرهیز از معامله هیجانی)
  7. همه اجزاء ایچیموکو صعودی باشند.

در نمودار زیر که مربوط به نماد فاراک است، تمامی شرایط فوق (به جز مورد ۷ که سنکو B صعودی نیست) احراز شده‌اند. لذا می‌توان گفت که سیگنال خرید صادر شده است. هر چند که این سیگنال یک سیگنال ایده‌آل است. به این معنا که احتمال موفقیت در آن بسیار بالا بوده اما شرایط رخ دادن آن به سختی اتفاق میفتد.

ایچیموکو پیشرفته - سیگنال خرید معتبر در ایچیموکو

نحوه مشخص کردن حد ضرر در استراتژی ایچیموکو پیشرفته

حد ضرر در این روش را می‌توان استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ به دو روش مشخص کرد.

  1. معادل ۴% کمتر از قیمت خرید (با احتساب کارمزد حدود ۵/۵%) را به عنوان حد ضرر در نظر بگیریم.
  2. اگر قیمت سطح تنکان‌سن در زیر کندل سیگنال خرید را شکست، حد ضرر فعال شده است.

ایچیموکو پیشرفته - نحوه مشخص کردن حد سود

نحوه مشخص کردن حد سود در استراتژی ایچیموکو پیشرفته

برای مشخص کردن حد سود یا تارگت قیمت هم به دو روش می‌توان اقدام کرد :

  1. اگر قیمت بیش از ۲۰% از تنکانسن فاصله گرفت، سیگنال فروش داده شده و باید از معامله خارج شویم.
  2. روش دوم استفاده از مقاومت‌های استاتیک به وجود آمده توسط ابر کو به خصوص سنکو B در گذشته است که در بخش پایانی مقاله “ایچیموکو مقدماتی ، نمودار تعادل در یک نگاه” به صورت مفصل توضیح داده شد.

بَک تست استراتژی ایچیموکو پیشرفته را فراموش نکنید!

در این روزها احتمالا سیستم‌ها و استراتژی‌های مختلفی توسط افراد مختلف به شما معرفی می‌شوند. در بازارهای صعودی معمولا افراد بر روی موفقیت‌های استراتژیشان تأکید می‌کنند. اما روش آزمایش یک استراتژی معاملاتی نگاه کردن به معاملات برنده نیست! برای بررسی عملکرد یک استراتژی شما باید معاملات منجر به ضرر را بررسی کنید. بسیاری از اوقات پیش آمده که طی چند روز تمام سود به دست آمده طی یک یا دو سال از دست رفته و اصل سرمایه نیز به خطر افتاده است!

برای این که بتوانیم میزان موفقیت استراتژی ایچیموکو پیشرفته یا هر استراتژی دیگری را بسنجیم، لازم است که مثلا در یک بازه ۵ ساله در گذشته سهام چند شرکت را بررسی کنیم. سیگنال‌های خرید را به همراه تاریخ آن‌ها یادداشت کنید. سپس بررسی کنید که پس از ورود به معامله، حد سود فعال شده است یا حد ضرر.

این کار را برای چند نماد انجام دهید و درصد سود و زیان هر معامله خود را یادداشت کنید. سپس بررسی کنید که در بازه ۵ ساله مذکور به صورت جداگانه (هر معامله) و مرکب چقدر سود یا زیان کسب کرده‌اید …

شما می‌توانید نتایج این تمرین را با ما و سایر عزیزان در بخش نظرات همین مقاله به اشتراک بگذارید … 😎😎

چکیده مطلب :

در این مقاله که با عنوان ایچیموکو پیشرفته ارائه شد، سعی کردیم استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ تا علاوه بر مرور مباحث قبلی یک استراتژی معتبر و موثر را با هم یاد بگیریم. همان‌طور که قبلا هم بارها اشاره شد، سیستم ایچیموکو نه فقط به عنوان یک اندیکاتور، بلکه به عنوان یک سیستم معاملاتی کامل می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. اگر علاقمند به مبحث ایچیموکو هستید، توصیه ما این است که دو مقاله “ایچیموکو مقدماتی، نمودار تعادل در یک نگاه” و “استراتژی‌ معاملاتی در ایچیموکو پیشرفته” را بارها و بارها مرور کنید و سعی کنید خودتان رفتار قیمت و اجزای ایچیموکو را با دقت بررسی نمایید.

لازم به ذکر است که این مقالات برگرفته از کتاب “معامله‌گری با ابرهای ایچیموکو” (Trading with Ichimoku Clouds) نوشته مانش پاتل (Manesh Patel) می‌باشد. این کتاب به عنوان یکی از منابع معتبر مطالعاتی در مورد سیستم ایچیموکو در سراسر جهان استفاده می‌شود. بیشتر تمرکز نویسنده در کتاب معامله‌گری با ابرهای ایچیموکو استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ بر روی بازار فارکس بود، اما ما سعی کردیم که مطالب عنوان شده را به نوعی مطابق با معاملات بورس اوراق بهادار در ایران خدمت شما عزیزان ارائه کنیم.

قطعا تمام نظرات و سوالات شما در قسمت نظرات همین مقاله مطالعه شده و در صورت لزوم پاسخ داده خواهد شد …

استراتژی اسکالپ چیست؟ و بهترین استراتژی آن کدام است؟

استراتژی اسکالپ

روش‌های مختلفی برای معامله کردن در بازارهای مالی وجود دارد که معامله گران با توجه به شخصیت خود، میزان سرمایه و بازاری که در آن ترید انجام می‌دهند می‌توانند روش‌های مختلف را به‌عنوان استراتژی معاملاتی خود انتخاب کنند. اسکالپ کردن یک روش معاملاتی سریع است که اصولاً افرادی که در بازار حرفه‌ای‌تر هستند و تجربه بیشتری دارند، استراتژی اسکالپ را به‌عنوان معاملاتی خود انتخاب می‌کنند. تیم تحلیلی همیار کریپتو در این مقاله به معرفی اسکالپینگ و ویژگی‌های یک شخص اسکالپر همچنین بهترین سبک معاملاتی برای اسکالپ می‌پردازد همراه ما باشید.

اسکالپ چیست؟

اسکالپینگ به انگلیسی Scalping یک سبک معاملاتی است. برای خود کلمه Scalping معنای لغوی به فارسی آورده نشده است اما می‌توان این کلمه را این‌گونه تعریف کرد که «به عمل خریدوفروش سریع در بازارهای مالی» اسکالپینگ گفته می‌شود و «به کسی که این کار را انجام میدهد-یعنی اسکالپینگ می‌کند» اسکالپر به انگلیسی Scalper گفته می‌شود؛ یعنی تریدری که زمان ماندنش در هر معامله کم است یک اسکالپر است.

برای آموزش فارکس به‌صورت حضوری و غیرحضوری همین حالا فرم پیش ثبت نام را پر کنید.

برای آموزش فارکس از صفر تا پیشرفته

همین الان با 199 هزار تومان پیش ثبت نام کن

استراتژی اسکالپ چیست؟

استراتژی اسکالپ یک روش معاملاتی است که تریدر به‌قصد کسب سود حتی از نوسان‌های کم قیمت وارد معامله می‌شود. این معامله در بازارهای دوطرفه مانند فارکس یا کریپتوکارنسی میتواند Buy یا Sell باشد. اصولا سودها در روش معاملاتی استراتژی اسکالپ کم است بنابراین خیلی اهمیت دارد که تریدر بتواند مدیریت سرمایه را رعایت کرده و ضررهای را هم کنترل کند چرا که یک ضرر بزرگ می‌تواند سود چند معامله را از بین ببرد.

استراتژی اسکالپ

عوامل مهم در اسکالپینگ

1- نقدینگی:

نقدینگی یا همان حجم معاملات یکی از عوامل مهم در نحوه عملکرد استراتژی معاملاتی اسکالپ است. هرچه نقدینگی بیشتر باشد عملکرد یک اسکالپر بهتر خواهد بود. دقت کنید زمانی که نقدینگی بازار کم است یعنی اختلاف بین قیمت خریدوفروش زیاد است و خب یک اسکالپر سعی دارد که کوچک‌ترین نوسان قیمت را بگیرد و از آن سود کسب کند اما زمانی که نقدینگی بازار پایین باشد این امکان برایش فراهم نیست.

از طرفی زمانی که حجم معاملات کم باشد اصولاً اسپرد (کارمزد) معاملات بالاست و عمل ورود به معامله سود استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ چندانی ندارد بنابراین یک اسکالپر قبل از هر چیزی باید یک بازار یا یک نماد با نقدینگی بالا را برای معاملاتش انتخاب کند. در بازارهای مالی بین المللی مانند بازار فارکس یا بازار ارز دیجیتال باید به دنیال نمادی با حجم معاملات بالا برای اسکالپ بگردید.

برای مثال در اسکالپ ارز دیجیتال، رمز ارز بیت کوین یا اتریوم نمادهای مناسبی هستند و برای اسکالپ فارکس جفت ارز یورو دلار یا طلا به دلیل حجم معاملات بالا و کارمزد پایین (هر نماد دیگری با این ویژگی) مناسب اسکالپ هستند. حتی بسیاری از معامله گران به دنبال استراتژی اسکالپ طلا هستند چرا که هر پیپ نوسان آن ارزش دلاری بالایی دارد.

چنانچه قصد ورود به بازار ارزهای دیجیتال و خرید و فروش ارز دیجیتال را دارید، اما فرصت کافی یا تخصص لازم برای تحلیل بازار را ندارید، برای سرمایه گذاری موفق در ارزهای دیجیتال و در امان ماندن از کلاه‌برداران و شکارچیان ارز دیجیتال می‌توانید از تدریس خصوصی ارز دیجیتال به‌صورت حضوری در مشهد و غیرحضوری در مجموعه همیار کریپتو استفاده کنید.

2- نوسان

برخلاف تریدرهایی که در تایم فریم‌های بالا معامله می‌کنند، اسکالپرها نمادی پایدار یا بدون روند را دوست دارند. تصور کنید که اگر قیمت در تمام روز حرکت نکند، تریدرها با استراتژی اسکالپ می‌توانند تمام روز را صرفاً با قرار دادن سفارش‌های خود در همان پیشنهاد اول روز انجام معامله، سود ببرند و صدها معامله انجام دهند.

مدیریت ریسک

تریدر با استراتژی اسکالپ به جای اینکه مانند یک تریدر بلندمدت به دنبال یک معامله بزرگ باشد، به دنبال صدها سود کوچک در طول روز است. در این فرآیند، اسکالپر ممکن است صدها ضرر کوچک را نیز در همان دوره زمانی متحمل شود. به همین دلیل یک اسکالپر باید مدیریت ریسک بسیار دقیقی داشته باشد که هرگز اجازه انباشته شدن بیش از حد ضرر را ندهد.

برای آموزش ارز دیجیتال در مشهد از پایه تا پیشرفته فرم پیش ثبت نام را پر کنید تا با شما تماس بگیریم.

مدیریت محصول چابک به چه معناست؟

مدیریت محصول چابک

مدیریت محصول چابک دقیقاً همان چیزی است که به نظر می رسد: ایده تنظیم استراتژی محصول و ایجاد نقشه راه محصول در یک محیط چابک. در این رویکرد برنامه ریزی و توزیع محصول ما نسبت تغییرات احتمالی واکنش پذیرتر خواهد بود که باعث می شود سازمان ها بتوانند به سرعت به بازخورد ها پاسخ دهند و محصولی را بسازند که مشتریان دوست دارند.

مزایای مدیریت محصول چابک

چابکی ، طرز تفکر مدیران محصول در مورد نحوه برنامه ریزی و ساخت محصولات را تغییر می دهد. به طور سنتی ، تجارب جدید مشتری به صورت گام به گام برنامه ریزی ، طراحی ، اجرا و آزمایش می شد. این بدان معنی است که قابلیت های جدید به صورت متوالی تحویل داده می شوند. پس از تعریف الزامات و تحویل تیم توسعه ، ایجاد هرگونه تغییر دشوار بود. میزان شکست پروژه های توسعه نرم افزار در مقیاس بزرگ و طولانی مدت ، نیاز به رویکرد روان تری را برانگیخت. تیم ها به روشی نیاز داشتند تا خود را با بازخورد مشتری و سایر یادگیری ها سازگار کنند.

Agile انعطاف پذیری بیشتری نسبت به برنامه ریزی و توسعه نرم افزار سنتی ارائه می دهد. محصولات خرد خرد ساخته می شوند و به مدیران محصولات این فرصت را می دهند تا برنامه را در طول مسیر تنظیم کنند. در اینجا برخی از مزایای اصلی مدیریت محصول چابک آورده شده است:

  1. در طول چرخه عمر محصول از مشتریان فیدبک های مفید را دریافت می کنید
  2. به طور مداوم نقشه راه کوتاه مدت را متناسب با نیازهای مشتری تنظیم می کنید
  3. تولید ارزش به صورت افزایشی و به مرور انجام شده و به مشتری تحویل داده می شود
  4. به سرعت به نیازهای جدید و در حال تغییر پاسخ می دهید

شیوه های مدیریت محصول چابک

مدیر محصول بودن در یک محیط چابک ، به انعطاف پذیری نیاز دارد. این بدان دلیل است که زمان کمتری برای تعریف محصول پیش از تولید آن صرف می شود ، بنابراین مدیران محصول باید به طور مداوم نقشه راه محصول را تنظیم کرده و براساس بازخورد مشتری ، آنچه را که باید ساخته شود ، در اولویت قرار دهند.

در اینجا مروری بر نحوه انجام مسئولیت های اصلی مدیریت محصول در یک محیط چابک خواهیم داشت:

استراتژی محصول را تنظیم کنید

تنظیم یک استراتژی مشخص در یک محیط چابک بسیار مهم است. مدیران محصول وظیفه تعریف چشم انداز و جهت دهی بلند مدت را بر عهده دارند. این امر مستلزم همکاری نزدیک با مشتریان برای درک بازخورد های آنها ، تحقیق در بازار و تعیین اهداف و ابتکارات استراتژیک محصول است که با اهداف کلی کسب و کار همسو است.

نیازهای مشتری را بشناسید

متدولوژی های چابک بر ارائه سریع ارزش به مشتری متمرکز هستند. این بدان معناست که مدیران محصول باید نزدیک مشتریان باشند تا دقیقاً بفهمند که آنها چه می خواهند. یکی از اصول چابکی ، جمع آوری بازخورد زودهنگام است که اغلب برای اطمینان از اینکه محصول مزایای مورد انتظار را به کاربران می رساند ، انجام می شود.

نقشه راه محصول را ایجاد کنید

یک نقشه راه چابک برنامه کوتاه مدت برای دستیابی به استراتژی محصول را تعیین می کند. این به طور معمول تعهدات ماهانه یا سه ماهه را نشان می دهد و به طور منظم برای مطابقت با تغییرات تنظیم می شود. مدیران محصولات نقشه راه را حول مضامین استراتژیک کار ایجاد می کنند که دید کلی را حفظ می کند و ارزش های لازم را به مشتریان می رساند.

تجربیات مشتری را منتقل کنید

تیم های چابک تلاش می کنند تا به طور مکرر تجارب جدید مشتری را ارائه دهند. آهنگ تولید می تواند از سه ماهه به ماهانه ، هفتگی یا حتی روزانه تغییر باشد. مدیران محصول وظیفه دارند یک تجربه کامل از محصول را به مشتریان ارائه دهند. این شامل همکاری نزدیک با مهندسان ، فناوری اطلاعات ، بازاریابی ، فروش و پشتیبانی برای اطمینان از آمادگی سازمانی است.

موفقیت محصول را بسنجید

موفقیت محصول در یک محیط چابک، با نحوه تعامل مشتریان با محصولات و خدمات ، تأثیر آن بر جذب ،و رشد و نگهداری مشتری سنجیده می شود. معیارهای موفقیت شامل مشارکت مشتری (مانند زمان حضور در محصول و بازگشت کاربر) ، نرخ تبدیل ، ریزش مشتری و دفعات بروزرسانی ویژگی است.

نقش ها و مسئولیت های تیم چابک

از آنجا که ما قبلاً مسئولیت های اصلی یک مدیر محصول را در محیط چابک توصیف کرده ایم ، بیایید برخی از نقش های دیگر را که مشخصا در چارچوب اسکرام تعریف شده اند ، بررسی کنیم.

یک تیم توسعه چابک گروهی متشکل از عملکرد و خود سازمان یافته از افراد است که مهارت های لازم برای تولید یک محصول کارکرده و آزمایش شده را دارند. این تیم اغلب شامل مهارت هایی مانند طراحی ، توسعه ، آزمایش و تحویل است.

یک مالک محصول مسئول به حداکثر رساندن ارزش محصول ایجاد شده توسط تیم توسعه دهنده است. این نقش داخلی ، نیازهای فنی را جمع آوری می کند ، پس زمینه محصول را مرتب می کند و داستان های کاربر را جزئیات می دهد.

اسکرام مستر یک رهبر خدمتگزار است که مسئول مربیگری تیم در تمرینات چابک است. این فرد تیم را از طریق فرایند چابک راهنمایی می کند تا کارهایی را که صاحب محصول در اولویت قرار داده است به پایان برساند. اسکرام مستر ها موانعی را که تیم را از انجام کارهایشان بازمی دارد ، برطرف می کنند.

ذینفعان می توانند هرکسی تحت تأثیر توسعه یک پروژه نرم افزاری قرار بگیرند. این دسته گسترده ای از افراد را شامل می شود ، مانند کاربران نهایی ، مدیران ، فناوری اطلاعات ، عملیات ، مدیران نمونه کارها و پشتیبانی.

مهم است که درک کنیم اینها نقش هستند و نه عنوان شغلی. این می تواند باعث ایجاد سردرگمی در مورد اختلافات بین استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ مدیر محصول و صاحب محصول شود. در حقیقت ، مدیر محصول مالک محصول است. این به این دلیل است که مسئولیت های یک مالک محصول اساساً کار های داخلی را که یک مدیر محصول انجام می دهد ، پوشش می دهد مانند همکاری نزدیک با مهندسی برای ایجاد تجارب جدید مشتری.

مدیریت چابک محصول نوعی رویکرد است

لازم به یادآوری است که چابکی فقط یک روش برای برنامه ریزی و ساخت محصولات است. در حالی که تیم ها میتوانند از بسیاری از روش ها ، فرآیندها و ابزارها برای استفاده از اصول چابک در نحوه کار خود استفاده کنند ، اما در نهایت مهمترین نکته این است که مشتری را در اولویت قرار دهیم و یک محصول استثنایی درخور را تحویل دهیم.

بهترین استراتژی در ترجمه اصطلاحات

بهترین استراتژی در ترجمه اصطلاحات

وقتی زمان ترجمه اصطلاحات فرا میرسد، مترجمان باید بر بسیاری از مشکلات غلبه کنند. دشوارترین بخش این است که مترجمان برای این اصطلاحات، معادل مناسبی ندارند. به عبارت دیگر، اصطلاحات معادلی در زبان مقصد ندارند که دقیقاً با اصطلاحات در زبان مبدا مطابقت داشته باشند. به همین دلیل مترجمان، اصطلاحات را دشوارترین نوع ترجمه می‌دانند. بسیاری اوقات این اصطلاحات عجیب و غریب هستند و معانی آنها، غالباً غیرقابل پیش بینی و ترجمه است. این تحقیق سعی دارد تا راهنمایی‌هایی را برای خوانندگان و مترجمان استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ اصطلاحات، در فرآیند ترجمه چنین مفاهیمی نشان دهد. ابتدا، مشکلات در درک معانی اصطلاحات، مورد بررسی قرار خواهد گرفت، سپس راههای ممکن برای حل آن‌ها ذکر خواهد شد.

مشکلات ترجمه اصطلاحات و راهکار‌های غلبه بر آن ها

بسیاری از اصطلاحات از لحاظ فرهنگی به هم پیوند خورده‌اند و این می‌تواند کمک بزرگی باشد که مترجمان برای رفع مشکل به آن نیاز دارند. برای ترجمه صحیح اصطلاحات به یک زبان دیگر، مترجمان باید از استراتژی صحیح استفاده کنند. همچنین یادگیری کارکردهای مختلف یک اصطلاح در زبانهای مبدا و مقصد مهم است. برای ترجمه صحیح اصطلاحات، مترجم باید ویژگی‌های اصطلاح را در هر دو زبان بداند. در هنگام ترجمه ضرب المثل، مترجم باید بر برخی مشکلات اساسی غلبه کند. یکی از مواردی که ذکر شد، این است که معمولاً در زبان مقصد معادل مناسب وجود ندارد. دوم اینکه، متن در زبان مقصد ممکن است متفاوت از زبان مبدا باشد. در این مورد استفاده از اصطلاح به صورت تحت اللفظی و همچنین نحوه استفاده از اصطلاحات به طور همزمان مهم است. در صورتی که اصطلاحات زبان مقصد مانند زبان مبداء نباشند، استفاده از واژگان صحیح و رساندن معنای واقعی برای مترجم، بسیار سخت می‌شود. به عنوان مثال، اصطلاح «بینی خود را لمس کنید» که در زبان انگلیسی کاربرد فراوانی دارد، وقتی ترجمه شود باید مطابق با کنجکاوی باشد و انگشت شخص را به داخل بینی نکشد! در مواجهه با اصطلاحات، تشخیص و یافتن معادل درست در زبان مقصد، حرف اول را می‌زند. برای مثال عبارت let the cat out of the bag به معنای «لو رفتن راز» است. میبینید که این معنی با هیچ ‌یک از واژگان عبارت تناسب ندارد. همچنین یکی دیگر از چالش ها، ترجمه یک اصطلاح خاص در ترجمه تخصصی مقاله است که مترجم باید بتواند آن اصطلاح را در آن رشته تخصصی به درستی ترجمه کند.

یک استراتژی ممکن که مترجمان هنگام ترجمه اصطلاحات باید از آن استفاده کنند، تلاش برای انتقال همه عناصری (از جمله فرهنگی) است که در زبان مبدا وجود دارند. این تضمین می‌کند که مترجم، ترجمه تحت اللفظی زبان مبدا را با زبان مقصد تطبیق ندهد. لازم است تغییرات خاصی انجام شود. در حقیقت، استراتژی صحیح این است که مترجم با تمرکز بر معنای متن اصلی، از ترجمه کلمه به کلمه فاصله بگیرد و سعی کند تا تاثیر مناسبی را به خواننده منتقل کند. شاید در برخی موارد، مترجم واقعا نتواند اصطلاح را ترجمه کند. دلیلش این است که امکان دارد در زبان مقصد اصطلاح مناسبی برای ترجمه در دسترس نباشد. در این حالت و برای برطرف کردن این مشکل، مترجم باید سعی کند از اصطلاحی استفاده کند که همان معنی و شکل را داشته باشد یا بتواند از اصطلاحی استفاده نماید که معنای مشابهی دارد اما شکل آن متفاوت است. گزینه دیگر در دسترس مترجم که چندان توصیه نمی‌شوند، عبارت است از حذف کلمات خاص متن اصلی، که معنای کلی متن را تغییر نمی‌دهند.

ترجمه اصطلاحات

مشکلات ترجمه اصطلاحات از بعد فرهنگی و ایدئولوژیک

اصطلاحات ثابت بخشی غیرقابل تفکیک از هر زبان است که در بیشتر زبانها به تعداد زیادی یافت می‌شود. از آنجا که معنای واقعی این اصطلاحات، از معانی سطحی کلماتی که آن‌ها را تشکیل می‌دهند قابل درک نیست، بنابراین در هر دو فرآیند درک و ترجمه آن‌ها مشکلاتی وجود دارد. فرآیند ترجمه اصطلاحات از یک زبان به زبان دیگر، مترجم را ملزم می‌کند تا دانشی مناسب از زبان‌ها و فرهنگ‌های مشترک و یا انتقال یافته و همچنین توانایی شناسایی و کنار آمدن با مشکلات احتمالی در این زمینه را داشته باشد. فرآیند یافتن یک معادل کارآمد برای اصطلاحات بین زبان ها، به دلیل اینکه مردم زبانهای مختلف برای انتقال معنای مشابه، از عبارات کاملاً متفاوتی استفاده می‌کنند، بسیار پیچیده است. به گونه‌ای که اگرچه ممکن است در یک زبان خاص، یک عبارت کاملاً ملموس و قابل درک باشد، همان مجموعه کلمات و اصطلاحات در زبان دیگر، می‌توانند کاملاً مبهم به نظر برسند. این امر از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که هر زبان دارای برخی موارد خاص فرهنگی است که کاملاً متفاوت از موارد مربوط به زبانی دیگر است. علاوه بر این، در عوامل دیگری مانند دین، موقعیت‌های جغرافیایی، ایدئولوژی‌های مختلف، طبقات اجتماعی زبان‌ها و جوامع ، اختلافاتی وجود دارد که روند درک و ترجمه ضرب المثل از یک زبان به زبان دیگر را سخت تر می‌کند.

ترجمه ضزب المثل

در حقیقت زبانهای بسیاری در سراسر جهان وجود دارند که هر یک، در بسیاری از جنبه‌ها با سایرین متفاوت است. همچنین واضح است که مردم کشورهای مختلف دارای ایدئولوژی‌های متنوعی هستند و هر جامعه‌ای جهان را به شکلی متفاوت از دیگری درک می‌کند. به تبع آن، ایدئولوژی‌ها بر زبان‌ها و روش‌های بیان معانی، تأثیر می‌گذارند. در نتیجه، اصطلاحات زبان‌ها در اکثر موارد از یکدیگر فاصله می‌گیرند. اصطلاحات، قلمرو وسیعی را به خود اختصاص داده‌اند که می‌توانند جنبه‌های فرهنگی بسیاری از جمله اعتقادات مذهبی، موارد خاص فرهنگ، خرافات و ایدئولوژی‌های مختلف مردم از جوامع و ملل متنوع را در بر گیرند.

ترجمه اصطلاحات

جمع بندی و نتیجه گیری

تا اینجا متوجه شدیم که در ترجمه اصطلاحات و اصطلاحات ثابت مشکلاتی وجود دارد. به چهار مورد از این مشکلات اشاره می‌کنیم: 1) اصطلاح ممکن است معادلی در زبان مقصد نداشته باشد. 2) اصطلاح ممکن است یک همتای مشابه اما با استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ معنی متفاوت داشته باشد. 3) اصطلاح ممکن است در هر دو معنای تحت اللفظی و اصطلاحی خود به طور همزمان مورد استفاده قرار گیرد. و 4) زمینه‌های استفاده از اصطلاحات در زبان‌های مختلف متفاوت است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این مشکلات در شرایط مختلفی با هم روبرو می‌شوند. اکنون چهار راهکار برای حل مشکلاتی که ممکن است عبارات اصطلاحاتی یا ضرب المثل‌ها ایجاد کنند ذکر می‌کنیم: 1) استفاده از اصطلاح استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ با معنی و فرم مشابه. 2) استفاده از اصطلاحی با معنای مشابه اما ظاهری متفاوت؛ 3) ترجمه توسط پارافراژ و 4) ترجمه نکردن یا حذف اصطلاح. البته هیچ روش مشخصی برای مقابله با مشکلات ترجمه اصطلاحات وجود ندارد و این وضعیت موجود است که تصمیم می‌گیرد کدام استراتژی را، به کار بگیرید. نقش‌های مهم جنبه‌های اجتماعی، زبانی و فرهنگی توسط تعدادی از نمونه ها، این واقعیت را نشان می‌دهد که هرچه دو فرهنگ و زبان به یکدیگر نزدیک باشند، فرایند ترجمه ضرب المثل آسان‌تر می‌شود. مفهوم کلیدی دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که مترجم باید دانش عمیقی در مورد زبان مبدا و مقصد داشته باشد تا معانی مفهومی اصطلاحات را بفهمد و سپس تعاریف دقیق خود را در ترجمه بازآفرینی کند.

نکته اصلی این است که برخی از استراتژی‌ها در دسترس مترجمان قرار گرفته‌اند که استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ می‌توانند به آن‌ها در انجام یک کار خوب برای ترجمه اصطلاحات کمک کنند. با استفاده از این راهکارها می‌توان بر بیشتر دشواری‌هایی که مترجمان با آن روبرو هستند، غلبه کرد. امروزه پارافراژ ، یکی از متداولترین راهبردهای ترجمه اصطلاحات است که توسط مترجمان مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته تمام این راه‌ها بستگی به این دارد که چه مقدار هم ارزی می‌توان در اصطلاحات زبان مبدا و مقصد پیدا کرد.

خدمات دیگر ترجمه آنلاین

در مجموعه تخصصی ترجمه آنلاین شما می توانید با خیال راحت هر گونه ترجمه تخصصی را به ما واگزار کنید. تخصص ما ترجمه مقالات و ترجمه کتاب در سریع ترین زمان ممکن است. ترجمه فوری هر نوشتاری را از ما بخواهید.

استراتژی مهم خرید و فروش پله ای در بازار بورس

خرید و فروش پله ای

امروز به یک مبحث بسیار مهم مدیریت سرمایه و پرتفو میپردازیم. موضوعی که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و هر فعال بازار بورس باید از آن آگاه باشد. “خرید و فروش پله ای”؛ بی شک بسیاری از شما این عبارت را در فضای اینترنت، کتاب ها یا از دیگر فعالین بازار بورس شنیده اید. ولی کمتر کسی به اهمیت واقعی این موضوع پی برده و آن را به طور صحیح در معاملات خود به کار میگیرد.

خرید و فروش پله ای همانطور که استراتژی دقیقا به چه معنا است؟ از نام آن پیداست، فرآیند خرید و فروش معامله گر را به چند مرحله تقسیم می کند، این امر در وهله اول ریسک معاملات شما را کاهش می دهد و منجر به مدیریت سرمایه صحیح تر می گردد. اینکه این چند مرحله شدن به چه اشکالی اتفاق می افتد را حتی خود شما نیز می توانید مبتنی بر استراتژی ­های معاملاتی خود تعریف کنید، اما در این مقاله سعی می شود برخی از مهم ترین تکنیک های این موضوع معرفی شود. درواقع اینکه در خرید و فروش پله ­ای استراتژی منحصر به فرد شما به چه صورت پیاده شود تا حد زیادی به ریسک پذیری شما وابسته است.

اما چرا باید از استراتژی خرید و فروش پله ای استفاده کرد؟

فرض کنید می خواهید مبلغ ۱۰ میلیون تومان را به خرید سهام x در قیمت ۲۰۰ تومان اختصاص دهید، مبتنی بر تحلیل هایی که انجام داده اید، این قیمت را قیمت مناسبی برای ورود ارزیابی می کنید و انتظار دارید سهم تا قیمت ۵۰۰ تومان رشد کند. نکته اول آن است که خرید و فروش پله ای این امکان را به شما می دهد تا تحلیل خود را ارزیابی کنید که چه میزان درست است، شما ۲۰۰ تومان را کف قیمتی تشخیص داده بودید اما اگر سهم تا ۱۵۰ تومان اصلاح کند، عملا مدتی را با بهای تمام شده هر سهم ۲۰۰ تومان باقی خواهید ماند و این در حالی است که اگر تمام پول خود را در ۲۰۰ تومان وارد سهم نشده باشید، می توانید مابقی آن را اقدام به خرید سهام در قیمت­ های پایین تر کنید.

نکته بعدی هنگام بالاتر رفتن قیمت سهم است، شما نقطه فروش خود را ۵۰۰ تومان تعیین کرده بودید، فرض کنید سهم در ۴۰۰ تومان با معاملات بدی روبروست و شما را نگران کرده، در اینجا می توانید بخشی از سهام خود را بفروشید و با مابقی سهام خود منتظر بمانید و ادامه مسیر را بروید، یک حالت این است که سهام پایین تر بیاید که در این حالت خیال شما راحت خواهد بود چراکه سود خود را در نقاط بالاتر حفظ کرده اید و یک حال دیگر آن است که سهام بالاتر برود که در این حالت هرچقدر به ۵۰۰ تومان شما نزدیک می شویم، بیشتر آماده فروش می شوید و پله پله سهام خود را می فروشید، حتی یک حالت می تواند آن باشد که سهم با معاملات خوبی به بالای ۵۰۰ تومان برود، در این حالت مجددا تحلیل خود را چک کنید، اگر هم چنان پایبند همان تحلیل هستید، دو حالت پیش رو خواهید داشت، ریسک باقی ماندن در سهام را بپذیرید (البته با توجه به اینکه تا به اینجا با استراتژی خرید و فروش پله ای پیش آمده اید، ریسک بسیار پایینی را در معامله خود اجرا کرده اید) و با مابقی مانده سهام خود تا بالاتر از ۵۰۰ تومان نیز با سهم همراه باشید، یا اینکه پله های اخر را نیز در همین حوالی ۵۰۰ تومان بفروشید.

همانطور که می بینید خرید و فروش پله ای نظم بسیار منطقی ایی در معاملات شما ایجاد می کند، البته نکته مهم آن است که باید بر طمع خود چیره شوید و پیش از از دست دادن سودهای خود اقدام به فروش کنید، در معاملات بازار سهام همواره با احتمالات روبرو هستیم، لذا از آن جائی که حتی با تحلیل های تخصصی نیز نمی توان به صورت ۱۰۰% یک مسیری را برای سهام پیش بینی کرد، رعایت احتیاط در معاملات ضروری است؛ و ضمنا همانطور که در متن اشاره شد، در این استراتژی بررسی سقف ها و کف های قیمتی از اهمیت زیادی برخوردار است که بدون شک در این زمینه، ابزار تحلیل تکنیکال کمک کننده خواهد بود.

متد های مختلفی از “ترید” به روش پله ای وجود دارند ولی ما در این مبحث دو نوع معقول و کم ریسک از این روش را برای شما تشریح می کنیم. خرید و فروش پله ای روشی است که شما باید آن را به عنوان بخشی از استراتژی معاملاتی خود به کار گیرید. این مبحث هرچند بسیار مفید و کاربردی می باشد ولی به تنهایی تمام نیازهای معاملاتی شما را برآورده نخواهد کرد و باید آن را با دیگر اصول مدیریت سرمایه و ریسک ترکیب کنید.

۱- خرید در یک پله با رعایت حد ضرر و فروش پله ای:

در این روش دوستان با روش های متعدد حمایت معتبر سهم را در فاز اصلاحی تحت نظر بگیرند (حداقل به میزان بازگشت ۳۸ درصد از موج صعودی) و در صورت مشاهد ی علایم برگشتی اقدام به خرید نمایند و حد ضرر سهم را یا در کف جدید ایجاد شده و یا کفی نزدیک قیمت خرید که قبلا ایجاد شده و معتبر است قرار بدهند. (این حد ضرر نباید زیاد از سهم فاصله داشته باشد و معمولا بهتر است از ۶ درصد بیشتر نباشد). در صورتی که خرید موفقیت آمیز بود و سهم شروع به رشد نمود در فواصل معینی که سهم به آن سطوح مقاومت دارد و یا سطوح معتبر فیبوناتچی که انتظار واکنش به آنها می رود اقدام به فروش و سیو سود بنمایند. فروش در دو یا حد اکثر سه پله مطلوب است به این صورت که پله اول در محدوده ۵ الی ۱۵ درصد رشد (با توجه به مدل و جو معاملاتی سهم گروه و شاخص کل)، پله ی دوم یک مقاومت معتبر یا یک هدف فیبوناتچی که از همگرایی سطوح مختلف فیبوناتچی به دست می آید یا اهداف امواج الیوت سهم (روش های متنوع دیگری نیز وجود دارند که از حوصله بحث خارج است) و پله ی سوم با یک حد ضرر متحرک دنبال می شود (مثلا میانگین متحرک ۸ یا ۱۳ روزه یا خطوط ابر ایچیموکو و یا شکست یک کف جزیی ایجاد شده و …) و هنگامی که کراس نزولی اسیلاتورهای “استوک” یا “دی تی” این شکست را تایید کند اقدام به فروش باقی سهام نمایید.

در اجراسازی این استراتژی دقیقا چگونه عمل کنیم؟

درواقع در این روش شما در یک نقطه تمام پول خود را وارد سهم می کنید که نکته منفی آن این است که پول مازادی برای خود باقی نمی گذارید که اگر قیمت ها پایین تر آمد، در قیمت های پایین تر سهام بخرید و میانگین کم کنید و فروش را به صورت پله ای قرار می دهد، عموم سرمایه گذاران در مرحله فروش دچار مشکل بیشتری تا خرید هستند، فاکتور طمع باعث می شود نتوانند سودهای خود را حفظ کنند و تا سقف های قیمتی همراه سهم باشند و از آن جا به بعد وارد نزول شوند، حتی در این مراحل نیز مداما به امید برگشت می مانند و سهام خود را نمی فروشند. یکی از مهم ترین مهارت های بقا در بازارهای مالی مهارت مهم فروش در قیمت های مناسب است که تکیه این استراتژی بر این بخش است. اگر بتوانید در قیمت های مناسبی سهام خود را بفروشید و طمع خود راکنترل کنید، احتمال دارد از برخی سودهای بالاتر از حد تحلیل شما جا بمانید اما به صورت صدردصد از زیان نیز به دور خواهید بود و برقراری تعادل در سود کردن و ضرر نکردن دقیقا هنر یک معامله گر است.

در این استراتژی شما در قیمت ۲۰۰ تومان سهم x را می­خرید، با توجه به این که پول مازادی ندارید حتی اگر سهم به قیمت ۱۵۰ تومان برسد نمی توانید مجدد اقدام به خرید کنید و باید صبر کنید تا سهام به سطوح بالاتر از ۲۰۰ تومان برسد، نکته ای که همینجا مشخص است آن است که زمانی از این استراتژی استفاده می کنیم که اطمینان بیشتری از کف های قیمتی داشته باشیم، بدین معنی که تحلیل ما این باشد که کف پایین تری دیگر وجود نخواهد داشت و با احتمال بالا حرکت سهم از این محدوده آغاز خواهد شد. سپس مطابق تحلیل خود اقدام به فروش سهام خود در حدود سه پله قیمتی آتی کنید، اینکه شما چند پله تعریف کنید و اینکه در چه قیمت هایی باشید و اینکه در هر مرحله چند درصد از سهام خود را اقدام به فروش کنید، دقیقا به تحلیل شما به صورت تکنیکال و از سویی دیگر ارزش ذاتی سهام ارتباط دارد، فرض کنید سهمی به محدوده مقاومتی تاریخی مهمی برسد، بالاتر از آن محدوده نیز از ارزش ذاتی خود بالاتر برود، ابزارهای تکنیکال نیز احتمال بالائی از پایان رشد سهام در آن محدوده و انتظار اصلاح را نشان دهند، در اینجا وزن بالایی به فروش این پله از سهام خود اختصاص دهید، نکته مهم آن است که بسیار از سهم ها تحت شرایط معاملاتی خاص، محدوده های مقاومتی خود را رو به بالا می شکنند، رفتار سهم در این محدوده را نیز پیگیری کنید، اگر با قدرت قصد عبور از این محدوه را نشان داد، در پله های باقی مانده سهامداری کنید و اگر نشان از برگشت و اصلاح دیدید، اقدام به فروش کنید.

۲- خرید پله ی و فروش پله ای:

در این روش سطوح حمایتی سهم را در ۳ یا ۴ محدوده از قبل تعیین و نشانه گذاری می کنیم. این پله ها باید با حساسیت خاصی تعیین شوند، مثلا یک حمایت خوب سهم در گذشته باشند و یا اهداف الیوتی و فیبوناتچی معتبر سهم باشند. پله های اول و دوم برای کوتاه مدت و تا کف اخیر ایجاد شده (موج های جنبشی کوتاه مدت که موفق به شکست سقف جزیی نموده اند و یا اینکه رشدی مطلوب را پشت سر گذاشته اند) و پله های سوم و چهارم ترجیحا در تایم فریم هفتگی و برای میان مدت و بلند مدت تعیین گردند. پله های سوم و چهارم باید فواصل زیادی با هم و پله ای قبل داشته باشند به نحوی که در صورتی که سهم تا آخرین پله (هرچند به نظر ناممکن باشد) افت نماید میانگین قیمت خریداری شده پایین باشد تا در صورت برگشت قیمت سهم در مدت زمان کوتاه سهامدار از زیان خارج شده و معامله وارد سود شود. در هر پله ای که خرید انجام شد و سهم شروع به رشد قیمتی نمود طبق توضیحاتی که در قسمت اول داده شد اقدام به فروش نمایید.

در اجراسازی این استراتژی دقیقا چگونه عمل کنیم؟

این استراتژی برخلاف مورد قبل این امکان را به شما می­دهد که در سطوح پایین تر قیمتی نیز اقدام به خرید کنید، لذا بهای تمام شده کل شما پایین تر خواهد بود اما لازم است در اینجا به نکته مهمی اشاره شود، اگر به صورت ساده بخواهیم بیان کنیم، گاهی شما به این پی می برید که تحلیتان غلط بوده است، در این حالت خرید در قیمت های پایین تر فایده ای ندارد، چراکه ممکن است سهم آن قدر اصلاح کند که شما تا مدت ها در ضرر باشید، گاهی خروج از معامله حرکت صحیح تری است، یکی دیگر از اشتباهات معامله گران نیز باقی ماندن در معاملات اشتباه است، فراموش نکنید، استراتژی خرید و فروش پله ای برای پوشش اشتباهات تحلیل شما نیست، برای اجراسازی تحلیل ها در یک فضای احتمالاتی و کاهش ریسک است. در اینجا شما سطوح حمایتی و مقاومتی سهم را مشخص می کنید و در سطوح پایین تر اقدام به خرید و در برگشت سهم به سمت سطوح بالاتر اقدام به فروش می کنید. همان طور که مشخص است مجهز بودن به دانش تحلیل تکنیکال لازمه استفاده از این استراتژی است.

در اینجا شما می توانید به چند شکل اقدام کنید، خرید های بخش اول را وزن بالاتری بدهید، خرید ها را صورت مساوی انجام دهید و… حقیقت آن است که این امر دقیقا به تحلیل شما بستگی دارد، وزن بیشتری از خرید را جائی انجام دهید که احتمال می دهید سهم کف پایین تری از ان در افق سرمایه گذاری شما نداشته باشید و متعاقبا وزن بالاتری از فروش را جائی انجام دهید که تحلیل شما می گوید سقف بالاتری وجود نخواهد داشت. استفاده از استراتژی های معاملاتی ابزارهای جانبی تحلیل هستند، در بسیاری از سایت ها روش های متفاوتی از خرید و فروش پله ای معرفی می شود ولی گفته نمی شود که کجا از آن ها استفاده شود و افرادی که دانش کافی ندارند، اقدام به استفاده از یکی از آن ها می کنند حال آن که این که از کدام یک از این استراتژی ها کجا استفاده شود موضوع مهمی است که ما در اینجا سعی کردیم اصل موضوع خرید و فروش پله ای را توضیح دهیم تا چگونگی استفاده صحیح ازآن برای مخاطب روشن باشد و توانایی تعریف استراتژی متناسب با معاملات خود را داشته باشد.

جمع بندی:

خرید و فروش پله ای را حتما به عنوان بخشی از استراتژی شخصی معاملاتی خود مورد استفاده قرار دهید. حتی همین روش را نیز میتوانید با توجه به روحیات و سبک معامله و تحلیل خود شخصی سازی نمایید. تمامی سهامی که رشد زیادی داشته اند و با ریسک بالایی خرید می کنید و سهامی که از شرایط بنیادی ضعیفی برخوردارند از روش حد ضرر (روش اول) استفاده کنید (مگر اینکه سهام با بنیاد ضعیف افت های وحشتناکی پشت سر گذاشته باشند). سهامی که دارای شرایط بنیادی قوی بوده و افت کافی داشته اند مناسب برای خرید پله ای می باشند و معمولا در بلند مدت با این روش زیانی اصل سرمایه را تهدید نخواهد کرد. ترس و طمع همیشه عامل از دست رفتن سرمایه فعالین بازار سرمایه می باشد.

شما با خرید پله ای بر ترس غلبه می کنید و با فروش پله ای بر طمع خود پیروز شده و سودهای خود را سیو می نمایید!



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.